محمد تقي جعفري

60

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

به جهت آگاه شدن به مصلحت كار و احساس توانايى ، شخصيت شما دست به كار شود و ادامهء همان كار كه با جبر شروع شده بود ، با سلطه و نظارت شخصيت صادر شود . و بالعكس هم صحيح است . بعنوان مثال : سيل خروشانى در بيابان شما را تعقيب مىكند و راه گريز شما منحصر به بالا رفتن از يك تپّه ايست ، مسلم است كه شما بنا بقانون دفاع از حيات يا گريز از مرگ بطور اجبار محض شروع برفتن بالاى تپه مىنماييد . مقدارى كه سر به بالا مىرويد ، متوجه مىشويد كه در ارتفاعات همان تپّه اشياء سودمندى وجود دارد كه از نظر قانونى مانعى از تملك آنها وجود ندارد ، براى بدست آوردن آن اشياء سودمند در عين حال غير حياتى ارتفاعات آن تپه را پيش مىگيريد و به بالا مىرويد ، نه از جهت جبر سيل خروشان زيرا شما ببالاتر از سيل رس رسيده‌ايد و نه باجبار اشياء سودمند در آن ارتفاعات ، زيرا فرض اينست كه آن اشياء اگر چه سودمند مىباشند ، ولى آن اندازه حياتى نيستند كه شما را به صعود به آن ارتفاعات مجبور نمايند . و بالعكس هم ممكن است ، يعنى ممكن است كار با اختيار شروع و با جبر ختم شود بلكه ممكن است يك كار چند بار موصوف به اختيارها و جبرهاى متناوب بوده باشد . اكنون ضرورىترين سؤال پيش مىآيد كه شخصيت چيست كه سلطه و نظارت آن ، كار را اختيارى مىسازد در بارهء اين سؤال كه : 2 - توجه به شخصيتى كه سلطه و نظارتش كار را اختيارى مىنمايد ، چيست ممكن است از طرف هواداران اختيار پاسخهاى گوناگونى بشنويم ، آنچه كه در موضوع بحث ما لازم و كافى است ، اينست كه شخصيّت عبارت است از آن عامل مديريت درونى كه همواره با آگاهى به اصول و قوانين و صلاح و فسادهاى طبيعى و عقلانى ،